دوستان سلام
با عرض شرمندگی باید عرض کنم خیلی گرفتارم می تونید برام نظر بزارید بعد از امتحانات حتما بهشون جواب می دم.
یا علی مدد
+ نوشته شده در یکشنبه
1385/10/24ساعت 11:13 بعد از ظهر  توسط عليرضا
|
با نام یگانه آفریننده هنر
سلام خدمت تمامی دوستان راستش از اینکه این پست طولانی شد شرمنده ام ولی خیلی گرفتارم این پست هم مریم عزیز ( توی پوند هام هست به وبلاگش سر بزنید) برامون فرستاده ،البته كماكان وقت تمرين پاپ نداشتم واسه همين نزدمش اما كارشون خيلي درسته و از اون باحالا ست و ما كه خيلي قبولشون داريم ، از همين جا عرض ادب مي كنم .دوستان اين حقير كماكان همانند سابق در خدمت شماست بحثي مطرح كنيد تا اين شاگرد هم از درياي معرفت شما خيس شود. (جدي نگيريد) از تمامي عزيزان سپاس گذارم و بدانيد كه..... ( همه مي دوننند ديگه).
يا علي مدد
4/4
Bm تو از شهر غريب بي نشوني Em اومدي
تو با اسب سفيد A مهربوني Bm اومدي
Bm تو از دشتاي دور و جاده هاي Em پر غبار
براي همصدايي A همزبوني Bm اومدي
Bm تو از راه مي رسي F#7 پر از گرد و غبار
G3 تموم انتظار مياد F# همرات بهار
Bm چه خوبه ديدنت F#7 چه خوبه موندنت
3G چه خوبه پاك كنم F# غبار و از تنت
-1-
Bm غريب آشنا دوست دارم بيا A
منو همرات ببر به شهر قصه ها G
بگير دست منو F# تو دستات
Bm چه خوبه سقفمون يكي باشه با هم A
بمونم منتظر تا برگردي پيشم G
تو زندونم با تو F# من آزادم
-2-
Bm غريبه آشنا دوست دارم بيا A
ميشينم ميشمرم روزا و لحظه ها G
تا برگردي بياي F# بازم اينجام
Bm چه خوبه سقفمون يكي باشه با هم A
بمونم منتظر تا برگردي پيشم G
تو زندونم با تو F# من آزادمروواش من ترجمه کن.
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/09/23ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط عليرضا
|
سلام به تمامي هنرمندان ايراني
قبل از هر چيز ولادت آقا امام رضا را به همه شيفتگان حضرتش تبريك عرض ميكنم
همان طوركه در پست قبلي گفته شد از اين به بعد عمده پست ها مربوط به بحث هايي خواهد بود كه دوستان مطرح ميكنند. پيرو اين ماجرا به بحث جديد كه ادامه همان موضوع قبلي ست ميپردازيم. بازهم از تمامي اساتيد بزرگوار درخواست ميكنم كه نظرات و تجربيات گران مايه خود را در اختيار اين بنده ناچيز قرار داده و بنده را مورد لطف قرار بدهند.
پروردگارا؛ گره از زبانم باز كن تا مردم سخن مرا بفهمند.
رضاي عزيز:
در قسمت قبل عارض شدم كه براي هيچ يك از حالات روحي و جسمي خود مرزي قرار نده، زيرا كه اين مرزها باعث محدود شدن شما در حالاتي كه عرضه داشتم خواهد شد. در هر حال بنده كتاب خوان مارتين را براي فراگيري اصل فلامنكو ( يعني دستگاه هاي فلامنكو، توكه ها و تكنيك ها) توصيه كردم نه براي شكل قرار گرفتن ساز!
دوست عزيز شكل قرار گرفتن ساز در دستان استاد مارتين به صورت سنتي است ( اين سبك كهن در باستان مورد استفاده قرار ميگرفته و امروز جنبه نمايشي دارد دليل استفاده اين سبك در گذشته اين بوده كه آنها فقط از نت هاي سر دسته استفاده مي كردند) و البته اين شكل علاوه بر مزايا ، داراي معايبي نيزاست. در واقع اكثر قطعات فلامنكو مرسوم با اين روش قابل نواختن نيستند يعني سخت و دشوار خواهد بود و خود استاد در پايان كتاب به بررسي اين موضوع پرداخته و در حال حاضر حتي خود ايشان هم در برخي از دستگاه ها از اين روش استفاده نمي كنند. دليل اين توصيه فقط تسلط بيشتر مبتدي بر ساز است و هيچ جبري بر استفاده از اين روش نيست، چون بعد از چندي مبتدي ديگر توان نواختن اشكالي از رومبا را هم نخواهد داشت ( يعني به دستگاه هاي سخت خواهد رسيد) .
چون ذهن يك فلامنكو كارخلاق دائما در حال نو آوري است اين شكل به او اجازه نمي دهد به فرت هاي پاييني گيتار دست پيدا كند و اين بزرگترين مشكل اين شكل گرفتن ساز است به همين دليل مرسوم ترين روش استفاده از گيتارقرار دادن پاي راست روي پاي چپ وقرار دادن گيتار از پهلو روي ران پاي راست خواهد بود با استفاده از اين روش هم به تمامي صفحه انگشت گذاري اشراف داريد هم به راحتي از ساز استفاده ميكنيد. اشكال ديگر هم مورداستفاده است مثلا همچون سلطان فلامنكو سابيكاس يا اسكارهرو، اما بهترين روش همين روش خواهد بود.
رضا جان باز هم تشكر ميكنم از اينكه اين وبلاگ رو مورد عنايت قرار دادي و به روشني اين را دريافتم كه روزي استاد بزرگي خواهي شد.
يا علي مدد عليرضا
+ نوشته شده در یکشنبه
1385/09/12ساعت 10:41 بعد از ظهر  توسط عليرضا
|
دوستان عزيزم سلام اميد وارم هر لحظه از لحظه قبل پيروز تر باشيد.
اگر راستش رو بخواييد يكي از دوستان سوال جالبي كردند من مي خواستم مثل بقيه با ايميل پاسخ بدم اما فكر كردم كه اين بحث جالبي خواهد بود و اين موضوع رو براي اين پست انتخاب كردم.
آقا رضاي عزيز بايد پيرو سوال شما به نكاتي كلي اشاره كرد كه اميد وارم اين مطالب را به خوبي خوانده و به آن فكر كني كه به اميد خداي متعال در زماني هر چند بلند يك استاد بزرگ شوي . بله هر سبكي ازموسيقي وهر شكل ازآن سختي ها و آساني هاي خواص خود را داراست و همين طور تفاوت هايي كوچك كه گاهي كاملا بارزخواهد بود،مثل شكل قرار گرفتن ساز در دستان هنرمند ،يا طرز قرار گرفتن نت ها ويا شكل گامها كه البته ذكر همه اينها كاملا وقت گير خواهد بود. دوست عزيزاگرهمه اين تفاوت ها بررسي كنيم و بعد از آن نقاط مشترك را در كنار هم قرار دهيم درخواهيم يافت كه درواقع امراين سبك ها( پاپ وفلامنكو و كلاسيك كه البته جامع تر هستند) نيستند كه با هم تفاوت دارند، اين انسان ها هستند كه به گونه ها وبا افكارگونا گون آفريده شده اندوبااندكي فكرمييابي كه هيچ تفاوتي وجود ندارد كه باعث جدا شدن اي سبك هاازيكديگرشوند(مخصوصا در گيتار). و همين طوراين تفاوت ها دراصل موسيقي نيست و فقط دراين صدايي ست كه در هنگام نواختن از ساز خوارج مي شود . براي مثال ،سبك كلاسيك و فلامنكو درواقع هيچ تفاوتي با يكديگرندارد. (البته اين به معناي آن نيست كه اين سبك ها كاملا يكسان و بدون هيچ برتري نسبت به يكديگرند)
هدف اين بنده حقيرازاين بحث است كه نشان دهم كه فلامنكو كار بودن يا كلاسيك كار بودن هيچ حصار و يا مرزي براي هنرمند نيست كه مانع ازرشد فكرموسيقيايي وي شود و درنهايت اين تفاوتهايي كه عرضه داشتم فقط يك منظور و يا شايد مطلب را مي رساند كه چگونه يك فرهنگ دررشد موسيقيايي يك گروه خواص تاثير خواهد گذاشت وهمين طور با جمع كردن افراد گاه نادان از اين فرصت سوء استفاده كنند. يك مثال جامع و كامل كه براي اين موضوع وجد دارد پاپ ايران مي باشد كه همه دوستان بر اين امر اشراف دارند ، متاسفانه هنر موسيقي در ايران با اين همه هياهو و طرفدار مساوي با بي بند و باري وآلودگي هاي اخلاقي قلم داد شده است اين مثال روشن براي سود جويي عده اقليت از يك اكثريت بي پايان( جوانان ايراني) است كه متاسفانه اقليتي از جوانان ايراني با كمال ميل تن به اين ذلت مي دهند. آيا موسيقي ايراني اين است كه رواج يافته؟؟؟
اين چه نوع موسيقي است كه انسان را ازعشق واقعي دوركرده و به معشوقي پوشالي راهنمايي ميكند؟ دوستان عزيز تر از جانم اين مطالب توهين نيست ولي اگر با همين رويه پيش برويم اسير جهل خود خواهيم بود. گه گاه يك ستاره اي ظهور ميكند كه گويي نويد دهنده عصر جديدي از موسيقي و شعر مردمي ايرانيست اما بعد چندي اين ستاره خود يك صلاح براي از بين بردن هنر واقعي مي شود و خيلي هم بعد از ظهور همچون ستاره دنباله داري گم و محو مي شوند. اين گره فقط به دستان كساني كه ارزش موسيقي را فهميده اندوموسيقي واقعي را شناخته اند باز خواهد شد.
رضاي عزيز دوست شيرين تر از جانم اگر قصد قدم نهادن در اين دايره را داري با چشم باز و فكري روشن و مطالعه كافي به پيش برو و ازهيچ گروه مباش. در پايان نظراين حقير درباره شروع كردن شما ،سعي كن كه با سبك كلاسيك شروع كني بعد كه احساس كردي تئوري و نواختن شما پيشرف داشته مي تواني با موسيقي پاپ ( آكورد ها و نت هاي تكراري معروف فقط براي تقويت دستهايت) كار را ادامه دهي . براي بدن خود چار چوب قرار نده و در هر حالت كه راحتي تمرين كن و در نهايت براي افكار خود مرز قرار نده ،بگزاربه هر سو كه مي خواهد برود بگذاراستعدادت شكوفا شود.توصيه ي ديگري ندارم فقط با فلامنكو شروع نكن چون خيلي زود زده خواهي شد اگر هم خواستي فلامنكو كار كني با آثار آرام فلامنكو شروع كن و همين طور از كتب برجسته استفاده كن چون بهترين راه براي ياد گيري تكنيك هاست و دستگاه هاي فلامنكو را از زبان ساز استاداني همچون پاكو دلوسيا و خوان مارتين و اسكا رهرو تعقيب كن ( سعي كن با كتاب خوان مارتين شروع كني) و بدان كه بهترين راه ياد گيري فلامنكو شنيدن آثار است.
در پايان از دوستاني كه اين بنده را در راه سعادت هدايت مي كنند " فريد عزيزم" تشكر ميكنم و از صاحب نظران و اساتيد خودم خواهش مي كنم بحث رو ادامه بدهند يا مطلب جديد و برتري را مورد بحث قرار دهند.
سپاس گذارم يا علي مدد عليرضا
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/09/07ساعت 10:27 بعد از ظهر  توسط عليرضا
|
دوستان سلام
راستش من كه ميام ميبينم كه هيچ نظري نداريد دل سرد ميشم . تو رو خدا نظر بدين. سوالم داريد مطرح كنيد اصلا بحث كنيد . اي بابا
يا علي
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/08/30ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط عليرضا
|
با سلام خدمت همه هنر دوستان عزيزم.
شهادت امام صادق (ع) را خدمت تمامي عاشقان آن حضرتش تسليت عرض ميكنم.و اميد وارم كه آل محمد دست گير همه ما هم در اين جهان و هم در آن جهان باشند.
بله خدمت شما عرض شود كه اينم از مادر حبيب كيف كن آقا . هي بگو عليرضا بي معرفت بود .
ريتمش اينا رو نوشتم آكورد هاش هم همه درسته چون خودم در آوردم. ياعلي
مادر..........................................................حبيب
(Em)مادر بی تو تنها(C)و غريبم(D)
اتاق(G)خاليم بی(D)تو چه سرده(Em)
مادر مادر خوب(C)و قشنگم(D)
بدون تو(G)دل من(D)پر از درده(Em)
فضای(G)خونه بی بوی (D)تو هيچه(Em)
صدای(G)تو هنوز(D)اينجا(Em)می پيچه
(D)مادر(Em)مادر
هنوزم تو دلم(Em) (D)تموم قصه هات(D)جوونه(Em)
خاله سوسکه ديگه(D)شعر آشتی مثل قديما(D) (C)نميخونه(Em)
(D)مادر(Em)مادر
شب ها با صدای(D)لالايی(Em)ها تو(D)خوابيدم(Em)
لالايی مادرم(D)حالا(Em)نوبت(D)توست تو (C)بخواب(D)اميدم(Em)
(D)مادر(Em)مادر
rytem:slowe roke
+ نوشته شده در پنجشنبه
1385/08/25ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط عليرضا
|
سلام دوستان
اميد وارم همتون خوب باشيد و هر لحظه از لحظه قبل پر بار تر و دانا تر شويد تا دست در دست يك ديگر ايران عزيزمان را سر بلند تر و آباد تر سازيم. خوب اين بار هم آكورد پاپ در نظر دارم كه براتون بزارم راستش من اصلا از كار تكراري خوشم نمياد اما از يك طرف در خواست دوستان و از طرف ديگه زنده ياد استاد بزرگ موسيقي ايران ،ماندگار ترين صداي ايراني در موسيقي پاپ به من اجازه نميده در اين وبلاگ اسمس از ايشان نبرم .بله استاد فروغي يگانه مرد موسيقي ايران البته تصميم دارم زندگي نامه ايشان رو بزارم تا همه بيش از پيش با اين پيامبر در زمينه موسيقي آشنا شويم خوب پر حرفي نكنم و اين هم غم تنهايي از استاد فروغي:
4/4
Bmچرا وقتی که آدم تنها ميشه Em غم و غصش قد يک دنيا ميشه
Bmميره يک گوشه پنهون ميشينه Em اونجا رو مثل يه زندون ميبينه
"Bmغم تنهايیG اسيرت ميکن A تا بخوای بجنبی Bmپيرت ميکنه"2
Bm وقتي كه تنها ميشمEm اشك تو چشمام پر#F ميزنه
Bmغم مياد يواش يواشEm خونه دل در#F ميزنه
Bmياد اون شب ها ميوفت#F زير مهتاب بهار
Bmتوي جنگل لب چشمه#F مينشستيم منو يار
"Bmغم تنهاي Gاسيرت ميکنه A تا بخوای بجنبی Bmپيرت ميکنه"2
Bmميگن اين دنيا ديگه مثل قديما نميشهA دل اين آدما زشته ديگه زيبا نميشهBm
اون بالا باد داره زاغ ابرا رو چوب ميزنه A اشك اين ابرا زياده ولي دريا نمي شهBm
"غم تنهايیG اسيرت ميکن A تا بخوای بجنبی Bmپيرت ميکنه"2
يا علي
+ نوشته شده در دوشنبه
1385/08/22ساعت 2:41 بعد از ظهر  توسط عليرضا
|
سلام عزیزان
اینم آکورد از حبیب من از آکورد گذاشتن و از این حرفا خیلی خوشم نمیاد اما باید از آقا قاسم تشکر کرد که ما رو مجبور می کنه..
فدای همه هنرمندای ایرانی علیرضا "یاعلی مدد"
"(Em)برن باران بهار(D)ان فصل خون(Em)است (Em)بزن باران که صحر(D)الاله گون (Em)است
(Em)بزن(G)باران که به(D)چشمان ياران جهان(C)تاريک و(D)درياها واژگون(Em)است" 2
(Em)بزن باران که دين(Am) را دام کرد(D)ند شکار خلق و صيد (C)خام کرد(Em)ند
بزن باران خدا (Am)بازيچه ای (D)شد که با (C)ان کسب در (D)گناه کرد(Em)ند
(Em)بزن باران به نام هر چه خو(D)بيست به زير اوار را پای کوبي (C)ست
مزار تشنه جو باران پر از (Am)سنگ بزن (C)باران که وقت(D) لايروبي (Em)ست
"(Em)برن باران بهار(D)ان فصل خون(Em)است (Em)بزن باران که صحر(D)الاله گون (Em)است
(Em)بزن(G)باران که به(D)چشمان ياران جهان(C)تاريک و(D)درياها واژگون(Em)است" 2
(Em)بزن باران و شادی بخش جان (Am)را بباران شوق و شيرين کن زمان (Em)را
(Em)به بام غرقه در خون ديار(Am)م به پا (C)کن پرچم(D) رنگين کمان (Em)را
بزن (G)باران که بی (D)صبرند ياران نماند (C)خاموش گهی (D)هم شد ببار(Em)ان
بزن (G)باران بشوی(D) الودگی ها ز (C)دامان بلند (D) روزگار(Em)ان
"(Em)برن باران بهار(D)ان فصل خون(Em)است (Em)بزن باران که صحر(D)الاله گون (Em)است
(Em)بزن(G)باران که به(D)چشمان ياران جهان(C)تاريک و(D)درياها واژگون(Em)است" 2
رمبا ۱ بزنید یا ۴/۴
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/08/16ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط عليرضا
|
سلام دوستان همون طور كه قول داده بودم اينم پارامترهايي كه براي خريد گيتار بايد مد نظر داشت.
هنگامي كه يك نوازنده مجرب ميخواهد سازي را ارزيابي كند، بدون اينكه فيمت آن رادر نظر بگيرد، از چند جهت آن را مورد برسي قرار ميدهد. اما دو نكته مهم بيشتر توجه را به خود جلب مي كند. يكي خوش دست بودن ساز و ديگري صداي آن. اگر سازي را در نظر گرفتيد، حتماً ارزش آن را دارد كه خود را به زحمت بيندازيد و از استاد يا يك نوازنده ماهر در خواست كنيد نظر خود را در رابطه با آن بگويد.
نكات ريزي كه بايد به خاطر داشته باشيد:
ظاهر فريبنده ساز: سازنده گان كيتار به خوبي ميدانند كه يك خريدار چقدر به رنگ و نما و تزئينات گيتار اهميت مي دهد ( مخصوصاً در ايران ما كه همه در هنگام خريد ساز به دنبال ساز كاتاوي ، پيكاپ دار،خوش رنگ و زيبا، يا حداقل دنبال يك نام خاص ميگردند وهمين نكات باعث شده كه سازندگان ساز درايران توليدات خود را با نام هاي معروف به بازاز بفرستند مثلاً تا چند سال پيش همه ساز هاي ساخت ايران با هر كيفيتي با نام ياماها، والنسيا، آريا حتي الحمرا وارد بازار ميشد وتا حدي پيش رفت كه حتي آقايان زحمت ساخت ساز هم نمي كشيدند و همه رواز چين با قيمت زير پنج هزارتومان وارد مي كردند و فقط با يك برچسب، سازرا به الحمرا يا...تبديل مي كردند كه هنوز هم اين مشكل ادامه دارد البته كيفت بعضي از اينها حتي از ساز ژاپني هم بهتر بود اما اكثراً سر دو روز تمرين از پاشنه از قوطي جدا ميشد. در همين جا توصيه اي كه اساتيد ميكنند رو ياد آوري ميكنم كه حد اقل در ايران با اسم ساز كاري نداشته باشيد و از راه هاي فوق ساز انتخاب كنيد) پس ساز ها امروزي همه از نظر كيفيت ظاهري در سطح يكساني قرار دارند ولي در واقع نمي توان از رنگ ساز فهميد خوش دست و خوش صدا هم هست يا نه.
بايد مشخص شود كار شده و از چوب هاي مناسب استفاد شده وذرست به عمل آمده است. حتي از گيتار هاي ارزان هم بايد توقع داشت جنس چوب خوبي داشته باشد. در ساز هاي خوب صفحه صدا از صنبور آلماني يا سدر كانادايي فشرده استفاده مي شود. دو نيمه صفحه صدا بايد كاملاً با هم جفت شوند. در چوب هاي ديگر هم رگه هاي چوب بايد كاملاً يك نواخت باشد. برامدگي صفحه صدا، تاب داشتن دسته گيتار يا ورآمدگي خرك از بدترين نقائص ميباشد كه به راحتي قابل تشخيص است.
دسته گيتار: بايد كاملاً صاف و پشت دسته هم كاملاً صيغلي باشد عرض و انحناي آن به گونه اي باشد كه دست به راحتي آن را طي كند.گيتر با دسته تاب برداشته را نخريد.
صفحه انگشت گذاري: يك چوب كاملاً جدا از دسته است كه در پايان ساخت روي دسته نصب مي گردد.
بايد كاملاًمسطح باشد و بهترين آن از جنس آبنوس است لازم است فرتها خيلي خوب در شكافها قرار گيرند
لبه هاي آنها اريب باشد و تيز نباشد (البته در ايران از فرت ها و كار بري بالا استفاده مي شود كه از نظر بعضي اساتيد جايز نيست و باعث ضعيف ماندن دست چپ ميشود) در آخر انگشت ها را روي هر سيم در امتداد دسته بكشيد تا صداي گز ندهد( بهترين روش براي تست دسته معيوب).
واكنش: كه توزيح آن كمي مشكل ميباشد، به فوريت و سرعت توليد صدا توسط جعبه اتلاق مي شود. اگر خيلي آهسته به پشت و پهلوي گيتار ضربه بزنيد صدا در جعبه گيتار به وضوح شنيده مي شود.
كاربري: گيتار و همچنين وسعت تغييراتي كه ممكن است توسط كم و زياد كردن ارتفاع تيغه هاي دسته و خرك بوجود آيند را بايد بررسي كرد اگر كابري گيتار خيلي پايين قرار گيرند. گيتار صداي گز ميدهد مگر اينكه با ضعيف ترين صدا بنوازيد. بر عكس اگر كاربري بيش از حد بالا باشد نواختن با آن سخت و صدايي شبيه به گيتار كلاسيك خواهد داشت.
تيغه سر دسته و تيغه خرك: خرك نبايد پلاستيكي باشد بلكه براي كيفيت و شفافيت بايد از جنس استخوان استفاده كرد.
خوب دوستان من زياد گفتم منتظر نظرات پيشنهادات و مطالب شما هستم. من گفتم اگر كسي نت يا تبليچر از پاكو دلوسيا داره يا ميدونه از كجا ميتونم پيدا كنم لطف كنه بگه.
همتونو به خدا ميسپارم اميد وارم اين پست هم مثل پست قبل مورد توجه قرار بگيره .يا علي مدد
+ نوشته شده در چهارشنبه
1385/08/10ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط عليرضا
|
بنام خدا
با عرض سلام خدمت دوستان عزيز اين پست همون طور كه گفته بودم مربوط به گيتار و پيشينه آن و گروه مورد علاقه من است. البته در وبلاگ دونوازان هم همين مطالب رو گذاشتم .حالا توجه شما را به اين نوشته كه برگزيده اي از كتاب شاه كولي ها به قلم استاد عزيز آقاي مجيد حميدا است با اندكي دخل و تصرف جلب ميكنم:
بله از سال ها پيش هر بار كه به ترانه هاي ((جيپسي كينگ)) (gipsy kings) گوش مي دادم هم آوايي و هم نوايي غريبي بين اين نوع از موسيقي كه اين گروه پيام آور آن و فرهنگ مخصوص آن بود با موسيقي و فرهنگ شرق ، خصوصا ايراني در من جان مي گرفت . اين امر دليلي شد تا به بررسي فعاليت هاي هنري اين گروه بپردازم.
در ابتداي كار ، نامي كه جيپسي كينگ (شاه كولي ها) براي خود انتخاب كرده بود راه گشا گرديده و يكي از عوامل به وجود آمدن چنين احساسي در من آشكار شد. در واقع كولي بودن اين گروه _ مهاجراني از رگه هاي مختلف با اصليت هندي كه به جنوب اروپا و سپس ساير نقاط جهان مهاجرت كردند _ كه طنين خاصي به صداي آنها مي داد ، دليل اصلي اين هم آوايي موسيقيايي گشته بود كه با وجود غربي بودنش ، ريشه هايي از فرهنگ شرق را در آن تداعي مي كرد.
در اين زمان با وجود اينكه يكي از نقاط مشترك فرهنگي شرقي و غرب را در يافته بودم ، گويي هنوز اصليت ايراني آن كم بود .درحال كنكاش در اين زمينه بودم كه ((زرياب))،نامي كه ((پاكودلوسيا)) استادبزرگ و بلامنازع گيتار فلامنكو،جز و كلاسيك اهل اسپانيا (آلگرياس) براي آلبومش انتخاب كرده بودتوجه مرا به خودمعطوف داشت.زرياب نام يكي از موسيقي دانان بزرگ ايراني است كه در زمان حكومت عباسيان ظهور كرده و سهم بزرگي در موسيقي ايران زمين و همچنين رواج آن درموسيقي اين منطقه شمال آفريقا واسپانيا داشت.
اسپانياي ها وي را پدر گيتار مي دانند (زرياب يك خدمت كار در خانه يكي از اغنيا زمان خلافت عباسيان بوده كه اسمش رونمي دونم اما اون يكي ازموسيقيدانان بزرگ زمان خودش بوده زرياب با هوش واستعدادي كه داشت از شرايط خونه اي كه زندگي و كار مي كرد استفاده كرد و به درجه اي رسيد كه باعث رشك مولاي خودش شد و او هم زرياب رو به آندلس (جنوب اسپانيا) تبعيد كرد در اونجا زرياب در به ساخت عود شش سيم خودش مشغول شد بعد بيش از ده هزار نت براي اون عود نوشت. بله الان هم اين نتها موجود است كه استاد دلوسيا اين ها را جمع آوري و اخيرا آنها رو زده كه خودم چند تاش رو دارم كه كاملا مي توان ريتم آهنگ هاي عربي كه در ايران اون زمان مرسوم بوده احساس كرد.)او سيم پنجمي بر عود افزود و با اين كار گيتارهاي اوليه را كه از اسلاف گيتارهاي فعلي به شمار مي آيندساخت .
مي گويند كه زرياب ده هزار ترانه را با آهنگشان از برداشت . او تا آخر عمر اسپانيا زيست و در آنجا مدرسه ي موسيقي بنا نهاد و تاثير بسزايي در موسيقي اين منطقه گذاشت .
با اين شناخت و با توجه به اينكه گيتار، برگرفته از عود و در واقع به نوعي يك ساز ايراني محسوب مي شود ، حلقه ي ديگر اين پيوند فرهنگي و همچنين هم نوايي اين ساز ، با موسيقي ايراني نيز بر من آشكار شد .
ياعلي
+ نوشته شده در سه شنبه
1385/08/09ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط عليرضا
|